پيام
+
طبيب تجويز زهر برايم کند بهتر است از دواي شفايي که دوريت را رقم ميزند...
که پس از ديدار تو، شوکراني نوشيده ام همه تلخ و ناگوار...
بي نگاهِ تو حتي، زهر هم بر من اثر ندارد...
نمي کُشد و راحت نمي کند...
گاه مي انديشم بي تو، تمامِ عالم با راحتي من مشکل دارد...
حتي نمي خواهند راحت بميرم...
دواي دردهاي من...
رهايم مکن، ح س ي ن...

← اف1 ✿
95/2/27
من.تو.خدا
دواي دردهاي من...رهايم مکن؛ حسين....
* کميل *
:(
لاهوت
دواي دردهاي من...رهايم مکن؛ حسين....
تسنيم بانو
چقدر پست هاتون خوبه...
* کميل *
ممنون ، زيبا مي بينيد
2-دست خط
کاش طبيب برايم زهر تجويز کند ... نوش هاي با تو بودن اکنون برايم نيش شده ...خاطراتت را ميگويم