سفارش تبلیغ
صبا
دوشنبه 90/6/21

نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند و در نزدیکی برج میلاد دست به عملیات نظامی می‌زنند.

به گزارش مشرق، شرکت الکترونیک آرتس (Electronic Arts) در جدیدترین شماره از سری بازی‌های «میدان نبرد» (Battlefield) کشور ایران و تهران را تبدیل به صحنه جنگ کرده است.
 
در این بازی نیروهای آمریکایی که همیشه نقش حامیان صلح و ثبات و حقوق بشر را در فیلم‌ها و بازی‌ها دارند، این بار به خود جرات داده و به جنگ با مردم ایران روی آورده‌اند. این بازی یک بازی تیراندازی اول شخص و دوازدهمین شماره از سری بازی‌های Battlefield است و داستان آن حول 2 شخصیت اصلی در سال 2014 می‌چرخد.
 
 
گروهبان هنری بلکبرن که همراه تیم خود برای یافتن گروه آمریکایی مفقودشده در مرز ایران و عراق فرستاده می‌شود، و دیگری جاناتان میلر که از اعضای ارشد نیروی تانک‌سوران ایالات متحده بوده و به نحوی وارد داستان بازی می‌شود. گروه مفقودشده در آخرین مأموریت خود وظیفه کسب اطلاعات مربوط به سلاح‌های شیمیایی را داشته است. همچنین بر اساس داستان بازی، تیم پنج نفره بلکبرن در اواسط مأموریت خود گرفتار زلزله‌ای می‌شوند که منشا آن در ایران است.
 
 
 
 
Battlefield 3 در وهله نخست برای رایانه‌های شخصی و در درجه بعد برای کنسول‌های PlayStation 3 و Xbox 360 طراحی و در نظر گرفته شده است. لذا، نسخه رایانه‌های شخصی آن دارای نقشه‌های بازی بیشتری نسبت به نسخه کنسولی آن می‌باشد. قرار است این بازی در 25 اکتبر (3 آبان) و برای مخاطبین 18 سال به بالا به بازار عرضه شود.
 
گفتنی است Battlefield 3 به دلیل استفاده از موتور بازی Frostbite 2.0 ساخت شرکت DICE از گرافیک بسیار بالایی برخوردار است. این موتور سبب می‌شود تا سازندگان آن بتوانند عملیات‌های تخریبی پیشرفته‌تر و نیز موسیقی و گرافیک بهتری را ارائه دهند. از این رو، این بازی در حال حاضر یکی از بهترین بازی‌ها در ژانر خود به حساب می‌آید، به نحوی که حتی شماره جدید بازی Call of Duty موسوم به Modern Warfare 3 را نیز تحت شعاع خود قرار داده است.
 
 
 
 
حوادث Battlefield 3 در خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی اتفاق می‌افتد. شرکت سازنده قبلاً اعلام کرده بود که وقایع این بازی در شهرهایی چون تهران، پاریس، سلیمانیه (شهر مرزی بین ایران و عراق)، و نیویورک روی می‌دهد که در این مکان‌ها جنگ‌های خیابانی و نیز درگیری‌ در مناطق مرکزی شهر و فضاهای باز رخ می‌دهد.
 
بر اساس سایت رسمی این بازی، در یکی دیگر از پیش‌نمایش‌های آن، نیروهای زرهی آمریکا با استفاده از تانک‌های خود دست به عملیات گسترده نظامی در حومه تهران می‌زنند.
 


 پیش‌نمایش دیگر این بازی، رویدادهای آن در پایتخت ایران و در نزدیکی برج میلاد روی می‌دهد. نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند. هر چند این حملات در حال حاضر در دنیای مجازی و نه واقعی روی می‌دهد، اما شکی نیست که این نوع سناریوسازی و شبیه‌سازی دقیق شهرها در این دست از بازی‌ها چیزی جز آماده کردن و همراه‌سازی اذهان عمومی به ویژه جوانان برای انجام یک سری حملات در آینده نمی‌باشد.

البته یکی دیگر از دلایل ساخت این دسته بازی‌ها و یا فیلم‌ها، مرعوب ساختن حریف و دشمنان است تا بلکه حریفان با مشاهده ادوات جنگی پیشرفته در آنها، دچار هراس شده و در آینده مقاومت کمتری را از خود نشان دهند. اما اگر به واقع این نوع حملات مجازی و شبیه‌سازی‌ها نوعی آماده‌سازی و دست‌گرمی برای انجام حملات واقعی در آینده‌ای نزدیک و آن هم توسط نیروهای آمریکایی به خاک میهن‌مان باشد، آیا ما همانند نقشی که در این بازی ممکن است داشته باشیم ــ یعنی قرار گرفتن در جبهه دشمن و حمله به میهن خود ــ باز هم جانب نیروهای آمریکایی را گرفته و اجازه حمله به میهن‌مان، تصرف خاک آن، و کشتار هموطنان‌مان به دست آنها را می‌دهیم؟
 
از طرف دیگر و چنانچه در گزارشات قبلی نیز گفته شد، آیا لازم نیست مسئولانِ امر، بازی‌های رایانه‌ای را جدی‌تر دنبال کرده و برای آنها علاوه بر تمهیدات سلبی، تمهیدات ایجابی نیز بیندیشند؟ 

ارسال شده توسط کمیل در ساعت 2:59 عصر | نظر

چهارشنبه 90/6/16

سال ها می گذرد و هزاران اتفاق رخ می دهد اتفاقاتی که اگر در سال های پیش رخ می داد فاجعه بود و امروز به امری عادی مبدل شده . ان قدیمی تر ها به خاطر دارند گزارشی را که از تلویزیون پخش شد و هیچ گاه کسی فکرش را نمی کرد که مصاحبه ای عادی و سخنی بی اهمیت چنین در مملکت تنش ایجاد کند !!! ماجرای آن خانومی را می گویم که در جواب الگوی شما به عنوان زن برتر  

 

 

چیست ؟ اوشین را الگو می خواند و به این الگو افتخار هم می کند . در آن ایام صدای اعتراض از همه جا بلند شد که ای وای چرا باید یک زن بی دین بشود الگوی زن مسلمان !!! این سخن ازیک شهروند عادی و از یک تریبیون غیر رسمی و غیر دولتی پخش شد و این همه داد و قال به وجود آورد ولی تقریبا همان اتفاق در چند روز گذشته اتفاق افتاد و نه تنها در مملکت دادی بلند نشد بلکه عده ای هم تصدیق کردند. در جریان تقدیر از سریال ضعیف 5 کیلومتر تا بهشت که به همت شهرداری بریز و بپاش برگزار شده بود رئیس شبکه سه سیما به عنوان یک مقام مهم حقوقی از یک تریبون رسمی سخنرانی خود را با این دعا به پابان رساند ،

 

 

خدایا دختران ما به آیدای این سریال  نزدیک کن  .....

 

 

خب این آیدا خانوم چه بود که انقدر مهم شد که باید الگوی دختران ما قرار گیرد ؟؟؟

 

 

آیدا شخصیتی است که فقط به زور چادری است . فقط همین ...عاشق یک پسر است ، محرم و نامحرم را رعایت نمی کند حجاب درست درمانی هم ندارد ، خواب نما می شود  و هزاران نماد دیگر که همه چیز را می رساند به جز  یک دختر که همه چیز هست به جز یک الگو برای دختران سرزمین ایران .

 

 

چه می شود ما را که  این چنین الگوی زن مسلمان تنذل می یابد  و یک مسئول فرهنگی این چنین تصدیق می کند و کسی دم نمی زند ؟

 

 

آیا آیدا را می شناسید ؟ آیا آیدا با بازی شبنم قلی خانی را کاملا دیده اید ؟ آیا خانوم قلی خانی را دیده اید ؟ به نظر شما تا وقتی خانوم قلی خانی  آن چنان عکس و پوستر منتشر می کند  دختر ایرانی می رود سراغ آیدا ؟  کمی فکر کنیم سپس حرف بزنیم ...

 

 

تا وقتی امثال آیدا ها از روی ظاهر آیدا می شوند باید  آن الگو را در آب  توبه شست  تا کمی به دل مردم بنشیند وگرنه دروغ گویی از همین آشکار تر نمی شود .


اوشین الگوی زن جهان اسلام 


 

 

 


آیدا الگوی زن مسلمان ایران زمین 

 


 

 

 

چهره الگوی های زن مسلمان در ده سال گذشته 

 

 


ارسال شده توسط کمیل در ساعت 2:48 صبح | نظر

جمعه 90/6/11

 

آن دسته از کسانی که خجالت می کشند ونمی توانند دوست دختر و دوست پسر پیدا کنند. یا داداش ویا پدر رو مادرشان نمی گذارند و گیر می دهند! یا اینکه کسی آنها را به خاطر زشتی چهره و موقعیت انتخاب نمی کند! و یا اینکه پول ندارند و غیره ،  در این طرح شرکت کنند.

شما با کمترین هزینه صاحب دوست دختر و دوست پسر می شوید.

فواید این طرح:

1- هیچ کس نمی تواند جلوی شما را بگیرد!

2- هیچ کس اصلا نمی تواند شما را ببیند!

3- با دوست پسر و دوست دخترتان به هر نقطه از ایران وجهان که دوست دارید، می توانید سفر کنید.

4- وسیله ایاب و ذهاب هم منحصر به فرد می باشد!

5- دست برادر و پدر و مادر هم به شما نمی رسد و شما می توانید در عین حال آنها را دیده و به آنها پوزخند هم بزنید!

6- هزینه موبایل و پیامک شما به صفر می رسد!!!

7- از گشت ارشاد هم خبری نیست!

  و مزایای دیگر...

مراحل اجرای طرح:

بسیار ساده است؛

یک عدد پاره آجر یا آهن پاره را برداشته و به نقطه مشخصی در کله خودتان بکوبید درحدی که کاملا نمرده و به حالت " کما " بروید. شما در این حالت  راحت و آسوده با دوست دختر و دوست پسر خود ارتباط برقرار خواهید کرد، با شرایطی که بالا عرض کردم. به همین سادگی!

ما برای عملی بودن طرح خود توصیه می کنیم از سریال "5 کیلومتر تا بهشت" شبکه 3 دیدن فرمایید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی از این سریال های صدا سیما دیگه گند همه چیز رو درآوردن!

با این فیلم ها و سریال ها ارتباط دختر و پسر رو تو این دنیا خوب خوب جا انداختید که دست شما درد نکنه، شما رو به جان مادرتون دیگه با عالم قبر و احتضار و برزخ بازی نکنید...

از طرفی؛ این پسره که اینقدر با حیا بوده که به دختره نگفته دوسش داره، و آدمی متشرع بوده ، چرا روحش اینقدر پررو هست؟؟؟ بی خود نیست که بلا نسبت شما میگن " ای تو اون روحت! "

بعدش بد نیست این فیلم نامه نویس ها قبل از نوشتن و ساختن این فیلم ها یه مطالعه ی عمیق بر عالم روح و برزخ داشته باشند.

اصلا اگر ما نخوایم درباره روح بدونیم باید کیو ببینیم؟

خداوند در قرآن درباره روح اینطور می فرماید:

"و یسئلونک عن الروح قل الروح من أمر ربی و ما أوتیتم من العلم الا قلیلاً " از تو درباره روح سؤال می‏ کنند، بگو:روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است".

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان درباره این آیه اینگونه می فرماید:"قل الروح" پاسخ کافی است از سؤال از روح و آن این که روح از مقوله امر است که فقط با امر الهی دفعتاً موجود می‏ شود. لذا معنای "مااوتیتم من العم الا قلیلاً " این است که؛ علم به روح که خداوند به شما داده، اندکی از بسیار است، چون روح موقعیتی در عالم وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم بروز می‏دهد که بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن آثار بی خبرید.

شکی نیست که محتوای این گونه فیلم ها از نوشته های بعضی از کتب غربی و دانشمندان آنها  نظیر" داستان های هری پاتر"است که ظاهرا بدجور فیلم سازان مارا جو گیر کرده است.

شما از الهام کدام حدیث و روایات این مجموعه را ساخته اید؟ ما که هرچه گشتیم چیزی درباره روح عالم کما یافت نکردیم. اگر سراغ دارید به ما هم معرفی کنید.

تذکر مهم :  مطلب فوق صرفا از دیدگاه اجتماعی به این فیلم نوشته شده است خواهشا دوستان اشتباه نکنند.


ارسال شده توسط کمیل در ساعت 3:17 صبح | نظر

دوشنبه 90/6/7
در خیابان چهره آرایش مکن

از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز

در مسیر چشمها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد

*************

خواهرم دیگر تو کودک نیستی

فاش تر گویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین
******************

خواهر من این لباس تنگ چیست؟

پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود؟!

*****************

خواهرم این قدر طنازی مکن

با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان مشو

نو عروس چشم نامردان نشو

ارسال شده توسط کمیل در ساعت 9:27 عصر | نظر

سه شنبه 90/6/1

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی مهندسی از اساتید بنام حوزه علمیه در گفتگویی که محتوای صحبت‌های وی هنوز منتشر نشده است، در مورد چگونگی ورودش به حوزه علمیه اظهار داشت: بعد از تحصیلات دبیرستان در شهرستان آباده شیراز تصمیم بر ادامه تحصیل در دانشگاه داشتم و اصلا فکر طلبگی در من نبود. برای آمادگی کنکور مصمم شدم به تهران بروم. در آن موقع مرکز خوارزمی شماره یک از معروف‌ترین و معتبرترین مراکز آمادگی کنکور بود. آن زمان شهریه به صورت ماهانه دریافت می‌شد و من شهریه ماه اول را پرداخت کردم و مشغول به تحصیل در رشته ریاضی شدم.

وی ادامه داد: بعد از گذشت یک ماه، ماه رمضان بود که برگشتم آباده و بعد از سپری‌شدن ماه رمضان تمایل به تحصیل در علوم دینی و طلبگی را در خود احساس کردم. هیچ مشوقی هم نداشتم و هر چه بنده فکر می‌کنم که چه عاملی به‌صورت ظاهر در آن زمان طاغوت باعث شد که به حوزه علاقه‌مند شوم به صورت ظاهر پیدا نکردم بلکه به عکس موانع بسیار زیادی سر راه ما بود.
طلبگی را از لطف و عنایت خدا می‌دانم

وی گفت: واقعا من این طلبگی را لطف و عنایت خدای می‌دانم، بدون هیچ مشوقی، بدون هیچ پیشنهادی، بدون اینکه کسی حتی به اندازه یک جمله بگوید که برو دنبال طلبگی و یا اینکه فضای شهر ما فضای روحانیت باشد، حوزه‌های علمیه داشته باشد یا با کسانی که رفیق روحانی یا طلبه داشته یا در فامیل یا بستگان روحانی داشته باشیم. هیچ کدام از این عوامل نبود، اما عنایت الهی بود مخالفت‌های بسیار زیادی انجام می‌گرفت، از نزدیکان گرفته تا دوست و رفیق همشهری هر کس که از راه می‌رسید قربت الی الله نصیحت می‌کرد که این کار را نکن، اگر با نصیحت نمی‌شد با متلک من را می‌خواستند از این تصمیم منصرف کنند.

مرحوم مهندسی ادامه داد: بالاخره با عنایت خدای وارد نظام فکری حوزوی شدم، بعد از آن مانع سربازی سر راه من واقع شد و مجبور شدم باز دو سال سربازی را پشت سر بگذارم و با فاصله‌های که افتاد در اواخر سال 1353 وارد حوزه علمیه قم شدم و تقریبا از اوایل 1354 درس و بحث رسمی طلبگی من آغاز شد تا اکنون که در خدمت شما هستم ادامه دارد.
خدایا آنچه خیر و مصلحت ما هست انجام بگیرد

وی در پاسخ به این سئوال که آیا برای ورود به حوزه علمیه با کسی مشورت کرده است؟ گفت: یادم هست در تهران بودیم، یک روز با یکی از همشهریانم که برای کلاس‌های کنکور رفته بودیم تهران، به مسجدی برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. ما بچه شهرستان بودیم و در تهران خیلی احساس غربت می‌کردیم. مسجد در نزدیکی دانشگاه تهران بود. نماز که تمام شد من سر به سجده گذاشتم خیلی دلم شکست، حالا این چه احساسی بود که باید اینجا شکل می‌گرفت، اینها مسائل ماورای این بحث ظاهری است آنجا این دعا بر زبان ما جاری شد "خدایا آنچه خیر و مصلحت ما هست انجام بگیرد".

وی ادامه داد: دقیقا همان شب بود بعد از مغرب و عشاء که این فکر به ذهن من افتاد و پیشنهاد دادم به دوستم که بیا بجای اینکه اینجا کلاس‌ها را برویم چون یکسری فشارهای جانبی روی کار بود، برویم شهرستان که این فشارها را نداشته باشیم و کنکور مکاتبه‌ای باشد.

جمع‌هایی تشکیل شده بود که مرا تمسخر می‌کردند

مرحوم آیت‌الله مهندسی اضافه کرد: رفتیم شهرستان. در ایام ماه مبارک رمضان روحانی شهرمان آن موقع حاج آقای کرمانی بود. ایشان بحث اعتکاف را برای اولین بار در آن شهرستان مطرح کردند. یک فرهنگی که اصلا با مردم مأنوس نبود. هفت یا هشت نفر از بازاریان و حاجی‌های مسجد تصمیم گرفتند معتکف بشوند. من هم خوب به عنوان جوانی که علاقه به مسجد داشتم رفتم اجازه بگیرم که آیا می‌توانم معتکف شوم. ایشان گفتند: بله! چرا اجازه نیست خانه خدا است، چه مانعی دارد، بیائید. ما هم رفتیم معتکف شدیم. عجیب این است که شبهای اعتکاف و شبهای احیا بود که اعتکاف کرده بودیم.

به هیچ وجه دعا من این نبود که در کنکور موفق شوم

وی ادامه داد: به هیچ وجه دعا من این نبود که در کنکور امسال موفق شوم. مرتب دعایم این بود که آنچه خیر است برای ما پیش بیاید، تا اینکه ماه مبارک رمضان گذشت .من یک وقت حس کردم دنبال این مسئله هستم. به یکی از همکلاسی‌ها و رفیق‌هایم گفتم بیا از روحانی شهر برویم سئوال کنیم راجع به طلبگی ببنیم چه حال و هوای دارد.

وی ادامه داد: هر چه فکر می‌کردم چه مسئله‌ای باعث شد که این مسیر را طی کنیم نمی‌دانم، مطلبی که اصلا هیچ سنخیت صوری و ظاهری با من نداشت. این فکر در ذهن من شکل گرفت. رفتیم تعدادی سئوال در مورد روحانیت پرسیدیم تا اینکه بالاخره رفتیم به سراغ این فکر و این تفکر شکل گرفت و هجمه و مخالفت‌ها به شدت شروع شد، به صورتی که در هر فضای که من شرکت می‌کردم کسانی بودند که مورد هجمه و نصیحت قرار می‌دادند و یا تندی می‌کردند، حتی جمع‌هایی تشکیل می‌شد که موضوع و محور آن جلسات تمسخر من و توهین‌کردن من بود که من را منصرف کنند.

دانشگاه بهتر است یا حوزه

وی در پاسخ به این سئوال که واکنش خانواده درباره طلبگی وی چگونه بود اظهار داشت: رفتم خدمت پدرم می‌خواستم تحصیل علوم دینی را مطرح کنم، نمی‌دانستم چگونه مطرح کنم. پدر من از پارچه فروشان شهر بود و معروف بود. به استخاره آمدم در این فکر بودم حالا چگونه این فکر را در خانواده مطرح کنم. بعد آمدم خدمت پدرم گفتم بیا از طریق استخاره وارد شوم. گفتم یک استخاره برای من بکنید. قرآن باز کرد و گفت در نیتت مرددی. خیلی مشخص نکردی که می‌خواهی چکار کنی. گفتم چطور. گفت بین دو جریان که یکی جریان رسالت انبیا است و یک جانب دیگر مسائل دنیا و تفرعون است و اسم و رسم دنیاست مشخص نکردی می‌خواهی چکار کنی. من از همین فرصت استفاده کردم هی گفتم الله اکبر هی گفتم لااله الا الله. گفتم که فضا را ایجاد کنم برای پذیرش. گفت: بابا چیه مگر؟ گفتم بابا من تصمیم گرفتم برای طلبگی؛ تو ذهنم این است که طلبگی بهتر است یا دانشگاه که ایشان خندید و گفت: اینجور استخاره نمی‌گیرند که طلبگی بهتر است یا دانشگاه و برای این قرآن باز کنند. من از همین فرصت استفاده کردم و ایشان اولین کسی که موافقت کرد و مخالفت نکردند.

وی ادامه داد: ایشان به من گفتند که با آگاهی انتخاب کردی یا اینکه احساس است. یکسری مشکلات که ایشان می‌دانست را برای من مطرح کرد و گفت این مشکلات را دارد تحمل می‌کنی یا نه؟ نمی‌گویم نرو می‌گویم با آگاهی برو. گفتم نه من فکر همه اینها را کردم تا بالاخره به لطف الهی توفیق نصیب شد.

بهره‌مندی از خانواده مذهبی

وی با اشاره به سابقه مذهبی‌بودن خانواده‌اش گفت: از نظر خانوادگی این افتخار را دارم که مذهبی بودیم. ما از کودکی با قرآن و نماز و مسجد آشنا بودیم. این نبود که همیشه مسجد باشیم. ولی می‌رفتیم اما در خانه ما اتاقی بودیم به عنوان نمازخانه که در آن مهر و جانماز و تسبیح و فضایی بود که هر کس می‌خواست نماز بخواند می‌رفت آنجا و عبادت می‌کرد.

وی ادامه داد: اما فضای جامعه که فضای آلوده‌ای بود و این نکته را باید جوانان بدانند که اگر احیانا فضای آلوده دارد این به معنای سلب اختیار انسان نیست که بگویم چون جامعه خراب است پس من مجبورم که خراب باشم، نه این نیست ما با آنکه جوان حزب‌اللهی آنچنانی نبودیم نمازمان را می‌خواندیم، روزه می‌گرفتیم. بنده یادم هست از منزل که می‌خواستم دبیرستان بروم روزی چهار نوبت از جلوی سینما شهر رد می‌شدم، یک نوبت نشد که بروم جلوی عکس‌های کذایی ببینم. جالب این بود که هیچ وحشت از خانواده نبود که بگویم وحشت پدر یا مادر هست. خود من دنبال این بحث نبودم که این ستاره سینما کیست، اسمش چیه، تصویرش کدام است.

مرحوم مهندسی در همین زمینه گفت: می‌خواهم بگویم الان که برخی جوانان ما می‌خواهند بهانه بگیرند که چون وضع جامعه خراب است ما مجبوریم خراب باشیم این طور نیست، عزت نفس مسئله‌ای زیبا و قشنگ است که اگر انسان به صورت قوی دین ندارد ولی عزیز باشد و برای خودش ارزش قائل باشد. این کرامت را احساس کند، به خاطر اینکه این باعث می‌شود در فضای قشنگ قرار گیرد.

نگاه مثبت به جوانان

استاد مرحوم مهندسی درباره رابطه‌اش با جوانان گفت: بنده معتقد هستم جوانان مبتذل نداریم. نگاه من به جوانان بسیار مثبت است. این مطلب نه به خاطر خوش‌آمد جوانان بگویم، زیاد با جوانان ارتباط داشتم از اول طلبگی تا به الان در سطح جامعه، دانشگاه‌ها و بیشتر مشاوره‌هایی که با جوانان دارم فهمیدم که جوان‌های ما جوان‌های بسیار خوبی هستند، منتها مسئله‌ای که هست بعضا راهکار درست را نمی‌توانند تشخیص دهند، نه این است که زمینه‌های فاسد دارند، انگیزه‌های بسیار خوب و قشنگ دارند اما استفاده بهینه از این انگیزه‌ها و سامان‌دهی به این درخواست‌های فطری و زیبا و قشنگی که دارند متاسفانه در محیط جانبی ضعیف است.

وی بیان داشت: بنابراین جوانان ما بسیار مثبت هستند یک مقداری می‌طلبد که حمایت‌های فرهنگی و اخلاقی و تربیتی بشوند. البته انسان هر چه با قرآن و نهج‌البلاغه ارتباط داشته باشد کم است، چراکه اینها دو فضای محدود نیستند. انسان هر چه به ادبیات وحی و ولایت نزدیک شود احساس می‌کند کمبود‌هایش بیشتر است و نیازش به این ارتباط بیشتر است.

دیدار با علامه طباطبایی

استاد بنام حوزه علمیه در مورد ورودش به حوزه تبلیغ اظهار داشت: در روند کاری درس و بحث حوزوی از اول طلبگی فضای تبلیغی بوده، در شهر و روستا و در مراکز مختلف و کم کم در رسانه‌ها، در رادیو و تلویزیون برنامه‌های تبلیغی در سطوح مختلف داشتم.

وی با بیان اینکه بیشتر کار طلبگی‌اش در حوزه تدریس بوده است، یادآور شد: یادم هست در همان سال اول طلبگی وقتی وارد قم شدم بنا را بر این گذاشتم که خدمت برخی از بزرگان و راه‌رفته‌ها بروم و از آنها نصیحتی بطلبم. خدمت مرحوم علامه طباطبایی رضوان‌الله تعالی علیه رسیده بودم، خدمت مرحوم فلسفی در امر تبلیغ رسیده بودم. خدمت اساتید بزرگواری که آن موقع از مشاهیر بودند رسیدم و از توصیه‌های که این بزرگان داشتند استفاده کردم.

وی ادامه داد: یکی از این توصیه‌ها این بود که تدریس را از ابتدای امر طلبگی سعی کنید داشته باشید. بنده هم این توصیه را مدنظر گرفتم.

استاد مرحوم مهندسی در مورد ارتباطش با دانشگاه بیان داشت: در بحث دانشگاه هم دروس که بحث‌های عمومی چه اخلاق و معارف و بحث‌های تخصصی از قبیل متون عرفانی و متون تفسیری، فقه الحدیث، درایت الحدیث و این قبیل بحث‌ها با ماهیت طلبگی بنده در تخصص‌های بعضی از رشته‌های علوم انسانی دانشگاه بوده را بحث می‌کردیم. هفته یک شب بحث تفسیر قرآن را داشتیم و اینها مجموعه مباحثی بوده که در فضای حوزوی انجام گرفته است.

از فضای رسانه‌ای برای تبلیغ دین استفاده شود

وی درباره تبلیغ دینی از رسانه‌های دیداری و شنیداری تصریح کرد: به طور قطع یکی از بسترهایی که دین را می‌تواند به مردم برساند بستر رسانه است. در قدیم این گونه نبود، مطالب باید حتما چهره به چهره مطرح می‌شد یا به صورت مکتوب انجام می‌شد، اما با پیشرفتی که ابزار رسانه‌ای انجام داده، مسائل را به مخاطبان ارائه می‌کند.

مسلما باید از این فرصت استفاده درست و کارشناسانه و صحیح بشود و بنده معتقد هستم که باید کسانی که شایستگی را دارند هرچه بیشتر از این فضای تبلیغی استفاده کنند.

و سرانجام روح او پر کشید

استاد محمد‌مهدی مهندسی، یکی از اساتید بنام حوزه علمیه قم بود که در سال 32 در شهر آباده متولد شد و در سال 54 به حوزه علمیه ورود پیدا کرد. این استاد برجسته بر اثر عارضه قلبی چند روز در بیمارستان کسری تهران بستری بود و بعدازظهر روز دوشنبه 27 تیرماه 1390  به دیار باقی شتافت.

این عالم عالیقدر دارای سوابقی همچون مدیرگروه اخلاق دانشگاه معارف اسلامی قم، استاد مرکز تخصصی فلسفه حوزه علمیه قم، استاد موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، عضو هیئت علمی دائرةالمعارف عرفانی، کارشناس شبکه سراسری رادیو معارف و شبکه قرآن سیما، استاد موسسه امام صادق(ع)، استاد اخلاق مدارس حوزوی و استاد راهنما و داور سطح چهار حوزه علمیه قم بوده است.


ارسال شده توسط کمیل در ساعت 2:1 عصر | نظر

درباره ما
کمیل
ربی انی ظلمت نفسی و ان لم تغفر لی و ترحمنی لأکونن من الخاسرین ...
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آمار و امکانات

پیوندهای روزانه
لینک دوستان
آخرین مطالب ارسالی
طراح قالب

Get Flash Code