سفارش تبلیغ
صبا
یکشنبه 97/1/19

http://ariae.ir/uploads/posts/2015-09/thumbs/1442201124_72.jpg

 

اولین مظنونی که به سراغش رفته ایم و از توی داستان ها به اتاق بازجویی کشانده ایم، فردی است به نام «کوکب خانم» که قهرمان قصه ای با همین عنوان بوده و به پاکیزگی و خوش سلیقه بودن مشهور است.

او در بازجویی های اولیه مدعی شد، دفتر تالیف کتب درسی دوره ابتدایی در نقل قصه زندگی اش دست به تحریفات گسترده ای زده است که یک نمونه از آن تغییر نامش از «پارمیدا» به «کوکب» بوده است.

او ضمن تکذیب گاوداری، دوشیدن و تبدیل شیر تازه به لبنیات محلی، گفت: ” من شیر پاستوریزه کم چرب هم که میخورم پوستم کهیر میزنه!” کوکب خانم در ادامه به شدت از عباس و خانواده اش انتقاد کرد و گفت: سر زده بلند شدن اومدن، غذایی که از بهترین رستوران شهر سفارش داده بودم رو کوفت کردن، رفتن پشت سر مون صفحه گذاشتن که تخم مرغ گذاشتیم جلو شون! آبرو برامون نذاشتن”
بعد از مطرح شدن اسم عباس، جهت روشن شدن ابعاد ماجرا و مشخص شدن صحت و سقم اظهارات مضنونه! کوکب، عباس و خانواده اش به اتاق بازجویی احضار شدند.

عباس با رد توامان ادعای کوکب و دفتر تالیف کتابهای دوره ابتدایی سرزده رفتن شان به خانه کوکب را تکذیب کرد و مدعی شد همسرش از دو روز قبل خبر رفتن شان را به کوکب اعلام کرده و اسکرین شات های چت شان به تاریخ دو روز و 4 ساعت قبل از مهمانی موجود می باشد. وی با شاهد گرفتن همسرش برای تایید حرف هایش گفت: “مگه نه خانوم؟!” و هسرش با تایید حرف های او گفت: “آره بابا زنیت یه پذیرایی رو نداره به دروغ میگه سرزده اومدن، حالا گفتن نداره آقای کاراگاه! ولی همون نیمروش هم ته گرفته بود”
کوکب بعد از شنیدن حرف های عباس و همسرش از کوره در رفت و با لنگه دمپایی پای چپ به سمت آنها حمله کرد که این حمله با اقدام متقابل همسر عباس پاسخ داده شد و به خاطر گیس و گیس کشی پیش آمده بازجویی ناتمام رها شد و قید روشنگری بیشتر پیرامون این قصه را زدیم.


ارسال شده توسط کمیل در ساعت 7:41 عصر | نظر

دوشنبه 97/1/6

http://static3.baeghtesad.com/thumbnail/h9cuvtFDJNJJ/WGagCvUcBtofU_ezquEZEM17369qj-Xs1Qma1Zx0tvXxLFoHDVlMZAj21lQlR_oRZ07QapxrAEi7eqi5B8AXsEIKVQR2SmsqZIaIP_iXAkbGvxagsVvgmA,,/n00537608-b.jpg

 

با تایید محسن هاشمی، نام بزرگراه و تونل نیایش به نام آیت الله هاشمی رفسنجانی تغییر پیدا می‌کند.


هنوز خانواده هاشمی در شورای شهر مستقر نشدند، احتمالا با استقرار آنها در شورای شهر، اگر بخوایم توی تهران آدرس بدیم، اینطوری میشه:

میفتی توی بزرگراه هاشمی، بعد از تونل هاشمی، یه بیلبورد هست روش از قول آقای هاشمی یه جمله در اهمیت رعایت اصول ایمنی در هنگام شنا نوشته، بعد از اون یه دور برگردون هست، اون رو میپیچی، صد متر جلوتر زده شهرک هاشمی. توی شهرک مجتمع‌ها به اسم کتابهای خاطرات آقای هاشمیه. مجتمع عبور از بحران رو پیدا کن، باید بری بلوک هاشمی 3، جلوش یه آبسردکن هست که روش نوشته وقف مرحوم مغفور آقای هاشمی، اونجا زنگ سوم رو بزن. اگر جواب ندادن کلید رو از سرایدار بگیر، اسمش رو نمیدونم ولی بهش میگن آقای هاشمی...
متوجه شدی هاشمی جان؟!


ارسال شده توسط کمیل در ساعت 9:2 عصر | نظر

درباره ما
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آرشیو مطالب
آمار و امکانات

پیوندهای روزانه
لینک دوستان
آخرین مطالب ارسالی
طراح قالب

Get Flash Code